۱-چرا پرسپولیس ؟ چرا معدنچی؟!
انتخاب بازیکنان برای تیم ملی ما همواره با حرف و حدیث همرا بوده است! به یاد می آوریم زمانی در دهه 60 آن زمان که خرقه سرمربیگری تیم ملی بر قامت افرادی نظیر ابراهیمی پوشانده شده بود ، برای جلب اعتماد مردم به نیمکت تیم ملی سعی می شد از تیمهای استقلال و پرسپولیس به تعداد مساوی بازیکن دعوت شود تا کسی از کادر فنی تیم ملی ایراد نگیرد، تو گویی یک ترازو برای تحقق این امر یکی از ملزومات مربیان تیم ملی بود! بعد ها در دهه 70 و در زمان حضور علی پروین و دستیاری همان جناب ابراهیمی در تیم ملی تعداد 100 بازیکن یا بیشتر به اردوی تیم ملی دعوت می کردند تا مشتی گری و لوطی گری علی آقا را همه بفهمند ۱حتی یادمان هست بازیکنانی بعنوان دروازه بان ذخیره تیم ملی بخاطر رفاقت پدر این آقا با علی آقا دعوت شد و حالا ...
تیم ملی ما 23 بازیکن را به تیم ملی دعوت کرد. در بین این بازیکنان از تیمهای صدر نشین سه بازیکن یعنی مهدی رجب زاده و عزیز زاده و بنگر دعوت شده اند، از تیم سایپا که در این هفته ها براستی بازیهای خوبی انجام داده است تنها مسعود شجاعی بعنوان یار آب نمک !!!دعوت شده است !اعتراضهای طرفداران آبی باعث شد که بالاخره برانکو هم تغییر عقیده دهد ودبا دعوت از امیر آبادی ، عنایتی و طالب لو هم این بازیکنان را به حق واقعی خود برسانند و هم این که دیگر در ورزشگاهها شاهد هو شدن برانکو نباشیم.ستار زارع هم که یک بار دیگر دعوت شد تا برانکو با عدم دعوت از او باعث نشود که مردم شیراز بگویند آمدن برادرش باعث حذف تنها ملی پوش شیراز شد!
اما دو سوال مطرح است :
تیم پرسپولیس به چه علت باید بازیکنی در تیم ملی داشته باشد ؟در این تیم کدام بازیکن بازی قابل قبولی در لیگ برتر انجام داده است که لایق پوشیدن پیراهن ملی شود؟تیم رده 11 جدول که در 9 بازی تنها 10 امتیاز دارد و در 9 بازی 9 گل خورده است و تنها 8 گل زده است لایق داشتن ملی پوش است ؟
سوال بعدی ما این است مهرزاد معدنچی چه بازی قابل قبولی در این دوره انجام داده است ؟به نظر اکثر کارشناسان بهترین بازیکن پرسپولیس در این چند بازی کریم باقری بوده است و اگر بخواهیم روند رو به رشد بازیکنان پرسپولیس را بیان کنیم تنها کاظمیان در این دو بازی آخر نسبتا بازیهای مناسبی را به نمایش گذاشته است !
از برانکو ایوانکوویچ و مردان تصمیم گیرنده تیم ملی می پرسیم چرا پرسپولیس ؟ و چرا معدنچی ؟
۲- تیم ملی خواست که گربه شاخش نزند !!!
تیم ملی فوتبال ما قرار است که در روزهای 20 و 22 آبان در تورنمنت ۴جانبه تهران به میدان رود! بعد از کش و قوسهای فراوانی که در مورد تیم چهارم این تورنمنت صورت گرفت سر انجام قرعه شانس به مقدونیه افتاد ! بعد از حضور مقدونیه برنامه تیمها اعلام شد و در کمال تعجب مشخص شد تیم ملی ایران خود را در برابر مقدونیه خواهد آزمود که با اعزام تیم دومش نشان داده است نه انگیزه کافی و نه آمادگی مناسب برای این مسابقات دارد ! کادر فنی وفدراسیون فوتبال با این رفتار نشان دادندکه در ادامه برنامه گربه شاخشان نزند از یکی از بازی هایی که می توانست در برابر نمایند گان قاره آفریقا و یا آمریکا جنوبی باشد سر باز زده اند تا مبادا با بروز شکستی احتمالی کسی از آنها انتقادی بکند !
از کادر فنی تیم ملی می پرسیم چرا تیم ملی تیم مقدونیه را برای رو یاروئی انتخاب کرده است ؟چرا تیم ملی ما انگیزه و آمادگی تیمهائی نظیر پارا گوئه و تو گو را ندیده گرفته است ؟تیم ملی باز در تنگنا های روانی سر مربی خود موقعیت دیگری برای محک خود از دست داده است.
مگر نه اینکه این تورنمنت یک دوره بازی های دوستانه است که می توان برنامه آن را عوض کرد ؟وقتی بزرگترین بازی سال( از بعد توجه تماشاچیان فوتبال) را براحتی آب خوردن با بی بر نامگی تغییر می دهند آیا نمی توانستند تیم ملی ما را با کمی برنامه ریزی به مصاف هر دو تیم حاضر در جام جهانی این تورنمنت بفرستند ؟اگر تیم ما در قرعه کشی جام جهانی در گروهی قرار گیرد که نمایندگانی از آمریکا جنوبی و آفریقا در آن حضور داشته باشند حسرت عدم استفاده از موقعیت ان مسابقات را نخواهد خورد ؟اصولا چرا باید تیم خود را برای کسب آمادگی به مصاف تیم بی انگیزه و سطح پایین مقدونیه بفرستیم ؟براستی آقایان تا به کی از شاخ زدن گربه می هراسید ؟
از سوی دیگر برانکو ایوانکوویچ یک بار دیگر بزرگ نمائی می کند .زمانی که با تیم لیبی بازی کردیم اعلام کرد با تیمی از قاره آفریقا بازی می کند تا سطح تیمهای آفریقائی را بسنجد و به گونه ای عمل می کرد که ما تیم بی هویت لیبی را با تیمهائی نظیر تو گو و آنگولا و غنا و ساحل عاج و کامرون و سنگال و نیجریه قیاس کنیم!بعد که به تیم کره جنوبی باخت اعلام کرد که به تیم چهارم جهان باخته است و حاضر نشد بگوید این تیم کره جنوبی با آن تیم گاس هیدینگ زمین تا آسمان فرق دارد و جالا صحبتهای جدیدی می کند .وقتی از برانکو می پرسند چرا بجای رویاروئی با تو گو یا پارا گوئه که نمایندگان آفریقا و آمریکا جنوبی هستند با تیم امید مقدونیه روبرو می شوید ؟ جواب می دهد چه فرقی می کند ؟
یعنی برانکو نمی داند تیم های حاضر در جام جهانی بسیار با انگیزه و با قدرت تر از تیم مقدونیه هستند ؟
برانکو می گوید مقدونیه به عنوان نماینده فوتبال اروپا در این تورنمنت حضور دارد ! آیا هر کشوری که در قاره اروپا وجود دارد می تواند نماینده فوتبال قاره اروپا باشد ؟واقعا هر گردی گردوست؟آیا تیمهائی نظیر لوگزامبورگ یا مقدونیه یا آندورا یا جزایر فارو را می توان بعنوان نماینده های فوتبال قاره ارو پا نامید ؟چرا برانکو همواره سعی دارد تیمهای ضعیفی که با آنها مصاف می دهد را بزرگ و قذرتمند نشان دهد؟ از سوی دیگر برانکو می گوید تورنمنت تهران که با حضور تیمهای امید مقدونیه و امید پارا گوئه و احتمالا تو گو است ( خبر هائی مبنی بر عدم حضور تو گو در این تورنمنت به گوش می رسد )با شکوه ترین تورنمنت تمام تاریخ فوتبال ماست همین چند سال پیش تیمهائی نظیر مجارستان و جاما ئیکا با تمام بزرگان خود به ایران آمدند آیا آن تورنمنتها بهتر از این تورنمنت نضفه و نیمه نبود ؟براستی چرا برانکو سعی دارد بزرگ نمائی کند ؟
۳-درخت کریسمس برانکو تغییر می کند؟
بازی با بحرین به اتمام رسیده بود و برانکو در حالیکه فرکی و شاهرخی را بغل کرده بود به بالا و پایین می پرید !برخی از چسبیدگان کلدر فنی هم که صابون سفرهای مفت و مجانی را به دل خود زده بودند حسابی کیف می کردند! بازی که تمام شد همه دانستند که حالا وقتی است که باید با تمام وجود به ضعفهای تیم ملی پرداخت!
تمامی انتقادهائی که به نجوه بازی تیم ملی گرفته می شد حالا باید بیان می شد تیم ملی ما در حالی به جام جهانی رفت که به واقع از قرعه مناسبی برخور دار بود ووقتی می بینیم تیمهائی نظیر رومانی و بلغارستان و کامرون و نیجریه و سنگال از جام جهانی حذف شدند و از بین نروژ و اسپانیا و سوئیس و ترکیه دو تیم حذف می شوند آنگاه می فهمیم که فیفا چقدر به آسیا لطف کرده است .
انتقادها از تیم ملی شروع شد انتقادهائی که اکثریت آنها از سر دلسوزی بود اما گروه به ظاهر متفکر تیم ملی آن چنان در باد غرور و نخوت بودند که حاضر نشدند بشنوند و بدین ترتیب بود که فرصت های باز بینی تیم در دیدارهای تیم ملی کشورمان در برابر کویینز پارک رنجرز و ژاپن و کره جنوبی از دست رفت.
...اما حالا فرصت دیگری برای تیم ملی ما مهیا شده است! حضور نصفه و نیمه سه تیم توگو ٫ پاراگوئه و مقدونیه یعنی سه تیم از سه قاره جهان که ارائه کننده سه نوع روش فوتبال مختلف خواهند بود (حتی اگر با قدرت کامل نیامده باشند) هم می تواند توان روحی تیم ملی ما را بالا ببرد به شرط آن که برانکو این فرصت را از دست ندهد!
آیا تیم ملی ما در این بازیها از ترکیب جدیدی بهره می گیرد ؟ حضور دروازه بانی به غیر از میرزا پور(مانند طالب لو)در درون دروازه و بهره گیری از ترکیب جدیدی بدون حضور نصرتی در دفاع و استفاده صحیح از مردان خط میانی نظیر رجب زاده و عنایتی در خط حمله را می توان تصور نمود ؟آیا برانکو در سیستم نا کار آمد درخت کریسمس یا همان 1-3-2-4 خود تجدید نظر می کند؟
آیا تیم ملی دست به حرکات نوینی خواهد زد ؟آیا سیستم دیمی از تیم ملی ما رخت می بندد؟آیا برانکو به خود می آید که با استفاده از مردان با صلاحیت تری در چرخه رهبری فنی تیم به ادامه کار خود بپردازد؟اینها در حالی است که گفته می شود که حشمت مهاجرانی بعنوان ناظر فنی بازیهای تیم ملی در این تورنمنت باشد و گزارش خود را به فدراسیون فوتبال ارائه کند! آیا این اتفاق می افتد و مردان پشت درهای بسته فدراسیون این کار را خواهند کرد ؟... و آیا این گزارش به مانند بقیه گزارشها نظیر گزارش حذف تیم ملی امید در راه المپیک آتن و حذف تیمهای ملی جوانان و نو جوان در بازیهای آسیایی در بایگانی های فدراسیون خاک نخواهد خورد ؟بازیهای تهران می تواند بهترین آزمون برای برانکو و فدراسیون و فوتبال ما باشد و باید بخوبی از آن بهره بگیریم آیا این گونه خواهد بود؟
۴-کمیته حمایت ؟!!
برخی از دوستان اعلام می کنند که آلمانها برای تیم ملی کشورشان کمیته حمایت تشکیل داده اند ،در حالیکه در ایران به تیم ملی حمله می کنند و خبری از حمایت از تیم ملی نیست . به نظر نگارنده حمایت از تیم ملی تفاوت اصولی با حمایت از شخص برانکو ایوانکوویچ سر مربی تیم ملی ایران دارد .تیم برانکو که شامل تیم خارج از میدان (کادر فنی و برنامه ریزی برای بازیهای تدارکاتی و نیمکت ذخیره ها ) و تیم داخل میدان اوست با کاستیهای فراوانی رو بروست و شاید تلخ باشد که بگوییم کمیته حمایت تیم ملی در حال حاضر نمی تواند از عملکرد برانکو دفاع کند!
در جهان فوتبال بسیاری از مربیان هستند که در زیر شدید ترین انتقاد ها قرار دارند و در هیچ کجای دنیا به زور از رسانه ها و مردم نمی خواهند که از سر مربی تیم ملی که به وضوح هر روز عملکردش تحلیل می رود حمایت شود .بیاد آوریم تیم ملی فرانسه در راه مسابقات انتخابی جام جهانی با مشکل رو برو بود و ریموند دومنش سر مربی این تیم برای حضور در جام جهانی مجبور شد که از بزرگان سابق تیم ملی فرانسه یعنی زیدان و تورام و ما کاله له دعوت به عمل آورد و همین سه نفر روح جدیدی به تیم ملی فرانسه دادند تا حالا فرانسه در جام جهانی 2006 حضور داشته باشد!همین تیم ملی فرانسه قرار است در روزهای 9 نوامبر با کاستاریکا و 12 نوامبر با تیم ملی آلمان بازیهای دوستانه ای انجام دهد و دو منش در راستای آشتی ملی و دادن حق به تمامی شایسته های تیم ملی از فابین بار تز و نیکولاس آنلکا و روتن بازیکنانی که مدتی بود از تیم ملی فرانسه دور بودند مجددا دعوت به عمل می آورد! آیا برانکو برای آشتی ملی نمی تواند همانطور که در این لیست جدیدش از برخی شایسته های کنار مانده دعوت کرده در دایره ذهنش برای دعوت از بازیکنان پا را از این هم فراتر گذارد ؟ چرا برانکو با دعوت از فرهاد مجیدی ، علی سامره ،ایمان مبعلی ، مهدی پاشازاده و ... قدم نهایی برای آشتی ملی را بر نمی دارد ؟آیا حذف چند مهره نا کار آمد نیمکت رهبری و اضافه کردن یک یا چند مهره به کادر فنی نمی تواند باورها را نسبت به کار اصولی برانکو اندکی بیشتر کند ؟اگر قرار است حمایتی از برانکو شود اگر قرار باشد به او ایمان بیاوریم نخست باید برانکو باید از پیله خود بینی و توجیه کردن ضعفها و سیستم تیم ملی بیرون آید شاید این گونه بار دیگر شاهد آشتی ملی در تیم ملی باشیم ! شایدی که با دیدن لیست جدید برانکو و سر برآوردن بارقه های امید حاصل از رویت این فهرست می تواند بدل به باید شود!
نوشته شده در چهارشنبه 18 آبان 1384 و ساعت 01:11 ق.ظ توسط : Kourosh
نظر ها (13) || [لینك مطلب] ||[ بازگشت به
بالا ] || [ادامه ی مطلب ...]